نسل شب اثر غلامحسین غریب

نسل بیچاره !

هرگز نقش درماندگی و یأس را در چهره پر شکوهت نخوانده بودم .

در هیچ دورانی از تاریخ زندگی تو را اینسان پوچ و بیکاره نیافته بودم.

پیروز بودی یا شکست خورده جهان گشا بودی یا اسیر .

فرمان میراندی .قوانین و رسوم برای زندگی ملل می‌ساختی و باز بر شلاق زورگویان تاریخ به ناچار سر فرود می‌آوردی و خاموش میشدی .

اما هرگز تو را اینسان درمانده و پوچ ندیده بودم.

نسل بیچاره !

امیدها را نابود کردی ،تکیه‌گاهها را فروریختی ، حماسه ها را در گور فراموشی دفن کردی.

زندگی را به پوچی و بیهودگی محکوم ساختی پس اکنون دیگر به سوی چه چیز میروی؟...

در این درماندگی و گم شدگی کدام لذت را می‌جویی؟

لذت بهره گیری از پیچ و تاب پیکرها و گرمی آغوشها؟

اما این لذت هم به پایان خواهد رسید و تو نسل راه گم کرده

در مرداب آرزوهای بی‌ثمرت مدفون خواهی شد.

پس از تو نسلی دیگر سربلند خواهد کرد، جهانی نو تر و روشن تر به همراه خواهد آورد .

تو قهرمان‌ها را با این ادعا که دوران قهرمانی به پایان رسیده است مسخره کردی.

تو مرا به این اتهام که بر گور آرزوهای مبتذلت نوحه سرایی نکردم،به این اتهام که هم پای تو در دکه‌های تاریک شراب سازان نخزیدم به تنهایی و گوشه نشینی محکوم ساختی .

اما نسل بیچاره!

دیگر سرود زندگی برای تو خواندن بی‌فایده است.

تو نسل شب و تاریکی‌ها هستی .نور خورشید برای دیدگان ناتوان تو وحشتناک است.

برای اینکه در روشنایی همه چیز به خوبی پیداست.

مردانی که در قلل کوهها و پهنای دشتها در ستیز زندگی با تصور تو نسل بیچاره برای هیچ در تلاش و تکاپو هستند.

گروههای انسانی که زیر آتش بمب‌های سهمگین خاکستر می‌شوند،پیمانهایی که دروغ از آب در می‌آیند .سوداگرانی‌ که با تصویر برهنه زنهای هرزه برای سرگرم ساختن نسلی راه گم کرده بت‌ها می‌آفرینند.اینها حقایقی هستند که چشمان ناتوان و ترسوی یک نسل سردرگم یارای دیدن آنها را ندارد به همین سبب به شب و تاریکی پناه بردی.

نسل بیچاره !

تو می‌پنداری که بر رازی نوین دست یافته‌ای در حالیکه قرنها پیش این دیوار این مرز میان تاریکی و روشنایی برداشته شد.

در آن روزگاران هیچ و همه چیز یکی شد و آن نسل توانا نسلی که بسیار بیناتر و شجاع تر از ما بود و از ترس برای خودش پناهگاهی در تاریکی نساخت،با موج بی‌سکون حیات درآمیخت و پیش رفت .

لذت او زندگی او و راز وجود او در آن پیشروی ابدی بود.

غلامحسین غریب

١٣۴٧

/ 0 نظر / 26 بازدید