آذرماه بود که پیکرت را به خاک سپردیم....

تاریخ تولدت را به یاد نمی سپاریم

و از تاریخ مرگت یادبودی نمی سازیم

در دنیای گرگ‌ها تولد و مرگ، داستان بقا و سیر شدن است؛

 در دنیای عاشق ها تولد و مرگی نیست، حدیث زایش و جاری شدن است.

عاشقان دیوانه اند، بیزار از چهره های یکسان و همشکل، بیزار از ناله های ممتد یاس آلود، از همین روست که به مصاف زوزه های گرگ می روند.

سرنوشت را به پایان می برند اما آواز خویش را می خوانند، آن آواز رسا، متفاوت و عاشقانه که نه زادروز دارد نه سالمرگ.

آوازی که هنوز از گلوی خروس جنگی می جهد،

و از حنجره آن کلارینت قدیمی،

و لابلای خشت های صدسالگی هنرستان عالی موسیقی جاری است؛

اینهمه آوا که در هستی پخش شده اند، تا با ارتعاششان موج تازه ای به زندگی زمینی ما بدهند.

یادت را با شنیدن این آواهای خوش به یاد می آوریم، زیرا

 تنها صداست که می ماند...

23 آذرماه 1397

گیتی صفرزاده

/ 0 نظر / 26 بازدید